خاطرات کوچ؛ تخته سیاه تفنگم، گچ سفید فشنگم

پیک ملت؛  چهار راه خاطره چند روزی بود که آبادی در قشلاق”گرمسیر”در یورد چهار قاش “بردنگان ممسنی-مالاجی” بهون ها”سیاه چادرها”را بر پا کرده بودند و لی هنوز بوی سرحد می دادیم “ییلاق-گرگو” روزها بی تابی می کردیم که زود تر شب فرا برسد تا بساط پشه بندها برای شب خوابی روبراه گردد.در اون خنکای شب