جایگاه زنان در ساختار سیاسی و اجتماعی کهگیلویه وبویراحمد

محمد فرزامی عضو شورای سردبیری پیک ملت جایگاه زنان در ساختار سیاسی و اجتماعی استان پس از پیروزی مشروطه در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی زنان علی رغم حضور پررنگ که همپای مردان در پیروزی مشروطه داشتند، در قانون و بعد از مشروطه از حق رای محروم شده و موفق به ارتقاء جایگاه خود نگردیدند،فرهنگ مردم

کد خبر : 16017
تاریخ انتشار : دوشنبه 1 دی 1399 - 21:08
جایگاه زنان در ساختار سیاسی و اجتماعی کهگیلویه وبویراحمد

محمد فرزامی عضو شورای سردبیری پیک ملت

جایگاه زنان در ساختار سیاسی و اجتماعی استان
پس از پیروزی مشروطه در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی زنان علی رغم حضور پررنگ که همپای مردان در پیروزی مشروطه داشتند، در قانون و بعد از مشروطه از حق رای محروم شده و موفق به ارتقاء جایگاه خود نگردیدند،فرهنگ مردم سالارانه جامعه سنتی ان روزایران دیدگاهی تحقیرآمیز نسبت به زنان داشت و مجال فعالیت سیاسی برای آنان باقی نمی‌گذاشت.

پایبندی به سنت‌ها و آداب و رسوم وعرف وعادات جامعه مرد سالار ،محدودیت فعالیت زنان و خانه داری و شوهرداری وفرزندداری به تعدادزایش های متعدداز ویژگی‌های بارز وضعیت زنان در جامعه سنتی ایران ان برهه ازتاریخ بود و به عقیده جامعه شناسان امروزه نیز نهادینه کردن، باوربه توانمدی های مدیریتی وعلمی و باورهای رایج در مورد ز نان از طریق اجتماعی شدن وعدالت درنگاه هاوچینش های مدیریتی صورت می‌گیرد.

فرآیند باوربه قابلیت ها معمولا در دوران کودکی توسط برخی از نهادهای اجتماعی به ویژه خانواده، مدرسه و رسانه های گروهی صورت می گیرد.و این باورمندی به مسولان وطراحان عالی ومدیران ارشد ، جامعه منتقل می شود. ودر جامعه مترقی انتظارات وتوقعات را برای مردان و زنان برنگاه به جنسیت تعریف نمی نمایند ، بلکه از از آنها انتظارحرکت برمدارقانون باتکیه برتخصص وقابلیت دارند . و این اساس فرهنگ مرد سالاری نه تنها مشارکت سیاسی زنان را در طول تاریخ تحت‌الشعاع خود قرار داده و مانع حضور زنان در عرصه های سیاسی گردیده بلکه ترجمه‌های مردانه ارائه نموده و بدین ترتیب مشارکت سیاسی زنان تنها بر اساس علایق مردانه شکل می گیرد.

همان‌طور که بر اساس و پژوهش موجود زنان در رفتار اجتماعی از شوهران خود پیروی می‌کنند، و عقیده بر این است که وحدت نظر کامل میان شوهر و زن در امور اجتماعی نتیجه تسلط مردان در حوزه اجتماعی است و مشارکت زنان در زندگی سیاسی مشارکتی مستقل نیست، بلکه تا بع علایق مردانه است که همه جا در زندگی حاکم و در جوامع بانگاه برسنتی وعشیره ای همواره با طبیعی جلوه دادن نابرابری زن و مرد سعی در توجیه تبعیض ها و نابرابری های موجوددارند و به عبارتی با نادیده انگاشتن ویژگی ها و نقش های زن، نیمی از افراد جامعه از عرصه سیاست وپست های مدیریتی به سود مردان دور شده اند ، این وضعیت در شهرها و مناطقی مثل کهگیلویه و بویراحمد ، شکاف فرهنگی و سنتی عمیق‌تری میان زن و مرد بوجود اورده این در حالی است که زنان در وضعیت کنونی از نظر سطح سواد و دانش آموختگی واستعداد وظرافت درکار و پاکدستی دراموراجرایی در حدقابل قبولی از شاخص های جهانی توسعه انسانی قرار دارند و در فرایند رشد،ترقی و توسعه یافتگی کشورهاوحتی جوامع وخانواده ها میزان مشارکت زنان تاثیرگذاراست .، و دستیابی به سعادت و پیشرفت های همه جانبه بدون در نظر گرفتن توانمندی نیمی از جمعیت جامعه امکان پذیرنمی باشد.

ایجاد تغییر و تحول فرهنگی وحرکت برمدارتوسعه وترقی فقط باباوربه توانمندی زنان میسر خواهد بود، هرچند به نظر می‌رسد، در کنار مقوله فرهنگ و حرف های ناپسند سطح پایین آگاهی در میان برخی از مردم ،خود زنان سهم بسزایی در بروز مشکلات ادامه این روند دارند(عدم خودباوری) به تحقیق تجربه نشان داده که زنان برای ارائه توانمندی ها و حضور موثر در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی به ویژه در مناطقی که دیدگاه‌های سنتی و مردسالارانه حاکم است راهی بس دشوار در پیش روی دارند.

بانوان می‌بایست برای حصول خواسته‌های خود و حضور برجسته در نهادهای مدنی و مدیریتی و اجرایی وتقویت نقش خود در مدیریت امور عمومی واجرایی و توزیع عادلانه و مساوی فرصت‌ها و امکانات اجتماعی و مشارکت در تصمیم گیری هاو فعالیت های سیاسی تلاش نموده و آگاه باشند.

باورهمگان براین است که محرومیت عمیق تاریخی درموردزنان درمناطق بازیست سنتی و تفاوت میان زن و مرد را باید با ایمان به توانمندی‌ها ،شایستگی‌ها و استعدادهای افراد پیگیری ومنتج به حصول رساند ، وزنان هم باید این باور را داشته باشند که خواسته‌ها و مطالبات آنان به عنوان یک انسان در نظر گرفته شود ،نه یک زن ازسوی دیگر دولت می‌بایست ، در جهت عملیات و اجرایی شدن سیاست ها و شعارهای خود مبنی بر ارتقاء جایگاه زنان استان همچون دیگرمناطق در عرصه‌های اجتماعی و استیفای حقوق قانونی بانوان استان در همه عرصه‌ها گام‌های موثری برداشته و زمینه ایجاد فرصت‌های برابر در تمامی عرصه‌های علمی و فرهنگی، واقتصادی ،سیاسی و اجتماعی واجرایی را فراهم نماید و بدون تردید ترقی همه جانبه استان محروم وتوسعه نیافته کهگیلویه و بویراحمد بدون در نظر گرفتن توانمندی ها و قابلیت ها واستفاده ازپتانسل مدیریتی زنان این دیار میسر نخواهد بود.

نقش زنان در مناصب اجرایی در شهرستانهای بویراحمد ،گچساران وکهگیلویه بسیار ناچیز و تابعی از خواسته ها و نظرات جامعه مردسالار است تا آنجا که متاسفانه بسیاری از نخبگان فکری جامعه استان نقشی فراتر از حصار خانه‌داری و چارچوب آشپزخانه برای زنان قائل نیستند و متاسفانه این مطلب ناروااز جنس زن که ریشه‌های تاریخی و اجتماعی دارد روحیه خودباوری ،استقلال و اعتماد به نفس در بانوان ما راخشکانده است .

مخلص کلام اینکه مشارکت سیاسی اجتماعی زنان در کشورهای در حال توسعه در قالب مشارکت وحضورموثر و سازمان یافته در فرایند توسعه پایدار جایگاه ویژه‌ای دارد و جامعه ما برای رسیدن به تعالی و پیشرفت راهی به جز به رسمیت شناختن حقوق اجتماعی و سیاسی وباورقلبی به توانمندی زنان ندارد، و اصلی‌ترین وظیفه هر ایرانی به ویژه زنان رسیدن به سرچشمه های دانایی است چراکه توانابود،هرکه دانابود ، و تنها با خرد ورزی افراد است که جامعه به سوی خیر و نیکی هدایت می‌شود.

  1. محمدفرزامی پژوهشگربنیادایران شناسی،
    شعبه استان کهگیلویه وبویراحمد
    ونویسنده کتاب سرامدان سرزمین چهارفصل.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.